zemior

زمی ز اردیبهشت گشته بهشت برین

  • صفحه اصلی
  • پروفایل
  • آرشیو
  • عناوین مطالب

after life

توسط هستیـ |

قفسه فیلم

| یکشنبه هفدهم بهمن ۱۴۰۰ | 2

"youth"  رو با من بشنوید.

بعد از Bojack horseman  که قرار بود فقط یه انیمیشن کمدی باشه تا زبانم رو تقویت کنم، دیدم دلم میخواد بیشتر از این dark comedy رو دنبال کنم. با یکمی سرچ به  after life رسیدم ولی هیچ ایده ای نداشتم قراره مخاطب چه چیزی باشم. 

راستش رو بگم این روزها به نوعی هم اعتیاد به "غمگین بودن" پیدا کردم اما فقط فکر کردم تو این حال و روزم، این چیزها حرف بیشتری برای گفتن دارن، شاید بین یکی شون تونستم خودم رو درک کنم یا سرنخی برای بهبود اوضاع پیدا کردم. 

من معمولا نمی تونم سریال هایی رو ببینم که روند آرامی دارن و هیچ اتفاق و تغییر بزرگی توشون نیست. اما حتی یکبار هم نشد فیلم رو جلو بزنم یا حوصله ش رو نداشته باشم. گاهی حتی چندبار بعضی قسمت هاش رو می دیدم. 

تونی،کرکتر اصلی سریال همسرش لیسا رو به خاطر سرطان از دست میده و روند سریال بیشتر درباره ی تونی ـه. وقتی شروع کردم این سریال رو ببینم حس کردم من هم چه قدر سوگواری های درک نشده ای دارم. هیچ وقت نتونستم به اندازه ی کافی نشون بدم چه قدر از مرگ پدربزرگم متاثر شدم و هنوز هم خیلی چیزهای خوب دیگه بهم برنگشتن. مرگ چندنفر دیگه، از دست دادن چیزهای خوب زندگیم. 

چیزی که توی افترلایف دوست داشتم این بود که روند کاملا آرام و انسانیی داشت. یعنی، آدم وقتی سعی می کنه بهتر بشه اینطوری نیست که راهش رو بگیره و دیگه برنگرده. وقت هایی که تونی ناامید میشد و می دید باز هم نتونسته حال خوبی داشته باشه، نتونسته با آدمها ارتباط برقرار کنه من رو بیشتر جذب میکرد. اما یک چیزی که بهش برخوردم و منتظر بودم ادامه پیدا کنه این بود: 

همه چی درباره ی مرگ انسانی که دوستش داریم نیست. همه چی درباره ی مرگ لیسا نبود و من منتظر بودم بهش پرداخته بشه. تو این قسمتی که آپلودش می کنم تونی تصمیم می گیره درباره ی حسی که مرگ لیسا بهش میده حرف بزنه و دیدی؟ همه ش مربوط به مرگ یک نفر نیست. درباره ی همه ی ویرانی های درون توئه. همه سختی هات، در هم شکستن هات، ترس هات. کنار اومدن فقط به معنای بهتر شدن نیست. فقط قابل لمس تر میشه... 

این سریال بدون نتیجه گیری های بزرگوارانه و بی معنا تمام شد. واقعا توقع تمام شدنش رو نداشتم اما پرمعنا و مفهوم ترین و تامل برانگیزترین سریالی بود که جرات کردم ببینم. وابستگی و حال بد بعدش رو به جون خریدم، ارزشش رو داشت. فکر میکنم ادامه پیدا کنه، برای همین ادامه ی مطلب رو میذارم برای سیزن های احتمالی. 

یک چیزی که دوست داشتم این بود که اون خانم مسن که اشاره ای به اسمش نشد توی فیلم به تونی میگه: همه چی درباره ی تو نیست، خوشحالی یه معجزه ی بزرگی ـه که همه ازش لذت می برن، حتی اگر درباره ی خودشون نباشه... 

یه جایی هم لیسا میگه فقط گاهی از آدما بابت همه چی تشکر کن،باشه؟ 

همه ی این حرفا باعث میشد تونی کارهای خوبی در حق دیگران بکنه که واقعا براشون سازنده بود. خودش هم حال بهتری پیدا میکرد ولی نه به این معنا که ذره ای از غمش کم کنه.... 

خب، از اون فیلم های تمیز تمیزه که میشه با خانواده هم دید، اما چندان خانوادگی و ایرانی پسند نیست فکر کنم(((: 

یک معرفی معمولی.

اینم لینک چیزی که دوست داشتم.

_______________________________ 

کارگردان و تهیه کننده و بازیگر نقش اصلی ـش :Ricky Dene Gervais 

سال انتشار: 2019-2020

مشخصات وب
zemior من براتون از روزهای خودم می نویسم. روزهایی که دوست داشتم حرف بزنم و نشون بدم ( :
آرشیو وب
  • ۱۴۰۲/۰۵/۱ - ۱۴۰۲/۰۵/۳۱
  • ۱۴۰۱/۱۱/۱ - ۱۴۰۱/۱۱/۳۰
  • ۱۴۰۱/۰۶/۱ - ۱۴۰۱/۰۶/۳۱
  • ۱۴۰۰/۱۱/۱ - ۱۴۰۰/۱۱/۳۰
  • ۱۴۰۰/۱۰/۱ - ۱۴۰۰/۱۰/۳۰
  • ۱۴۰۰/۰۹/۱ - ۱۴۰۰/۰۹/۳۰
  • ۱۴۰۰/۰۷/۱ - ۱۴۰۰/۰۷/۳۰
  • ۱۴۰۰/۰۵/۱ - ۱۴۰۰/۰۵/۳۱
  • ۱۴۰۰/۰۳/۱ - ۱۴۰۰/۰۳/۳۱
  • ۱۳۹۹/۱۲/۱ - ۱۳۹۹/۱۲/۳۰
  • ۱۳۹۹/۱۰/۱ - ۱۳۹۹/۱۰/۳۰
  • ۱۳۹۹/۰۶/۱ - ۱۳۹۹/۰۶/۳۱
  • ۱۳۹۹/۰۵/۱ - ۱۳۹۹/۰۵/۳۱
  • ۱۳۹۹/۰۴/۱ - ۱۳۹۹/۰۴/۳۱
  • ۱۳۹۹/۰۲/۱ - ۱۳۹۹/۰۲/۳۱
  • ۱۳۹۹/۰۱/۱ - ۱۳۹۹/۰۱/۳۱
برچسب ها
  • قفسه کتابم (12)
  • قسمتی از زندگی (7)
  • قفسه فیلم (5)
  • قاب آدمها (1)
  • جایی که رفتم (1)

B L O G F A . C O M

تمامی حقوق برای zemior محفوظ است .