stupid face رو با من بشنوید ( :
جادی آدمیه که مستقلاً پیداش کردم و دوستش داشتم. آدمیه که از هرچیزی که به نمایش میذاره لذت میبرم. از هر بعدی که پیش میبره لذت میبرم و یاد میگیرم. از اون آدمهایی که به خودت میگی خوب شد که شناختمش!!
ترم دوم دانشگاه من رو با لذت یادگیری پایتون آشنا کرد. زبانهای برنامهنویسی دیگهای رو هم بلدم، اتفاقا خیلی بیشتر از پایتون، اما از هیچکدوم اندازهی پایتون مقدماتی با جادی لذت نبردم.
هربار که رادیو گیگ رو گوش میدادم، ویدیوهای یوتیوبش رو میدیدم، سخنرانیهاشو گوش میدادم، علاوه بر اینکه چیزهای گنگی از دنیای برنامهنویسی به گوشم میخورد و آشنا میشدم، چیزهای غیرقابل پیشبینیای هم یاد میگرفتم! راجع به همهچیز. هیچکدوم از مفاهیم وابستگی معناداری به هم نداشتن.
جادی آموزگار خوبیه. چیزهایی بیشتر یاد میده، چیزهایی که خودش از دنیا فهمیده و به دیگران کمک میکنه به کار ببندن و یادآوری میکنه چیزهایی هست که خودتون میرید یاد بگیرید و باید این رو یاد بگیرید، چیزهایی هم هست که مهمترن، من فهمیدم و میخوام به شما هم انتقال میدم! به آدم یادآوری میکنه زندگی رو سخت نکن، لذت ببر، مثبت باش، زرنگ باش و به فکر یاد گرفتن باش.
این مصاحبهش خیلی اتفاقی توی ویدیوهای پیشنهادی یوتیوب به چشمم خورد. فرض کن یه چیزی با این عنوان: ما یک جامعه هستیم! و توش بهتون میگه چطوری سر صحبت رو باز کنید و دوست پیدا کنید؟ شرایط حضور در یک جمع چیه؟ ما باید قدمهای کوچیکی برای پیشرفت برداریم و چون کوچیکن ازشون منصرف نشیم و بعد دنبال قدمهای بلندتر بریم. یک جا گفت آدمهایی که رمان میخونن بهتر دوست پیدا میکنن. یک جای دیگه هم گفت آزادی تنها چیزیه که همیشه باید براتون مهم باشه. خوشم میومد از بیتوجهیش به جایگاهی که مخاطبها براش در نظر گرفته بودن. راحت میگفت نمیدونم!
ازش یاد میگیرید به فکر نیازهای طبیعیتون باشید و عذاب وجدان نداشته باشید و این باعث میشه کسی نتونه بابتش ازتون اخاذی کنه و در ازاش از راه درستش وارد بشید و احتیاط کنید. نمیدونم، یک جوری به آدم میگه سختش نکن، سعی کن زندگی کنی، خوب زندگی کنی. ساده بگیری. در کنار این سادهگرفتن به آدمها و جامعهت اهمیت بدی. به دیگران کمک کنی و سعی کنی مفید باشی. مسئولیتپذیری و مهربانی به آدمهای اطرافت.
دیدن این مصاحبه رو پیشنهاد میکنم. دنبال کردن این آدم رو پیشنهاد میکنم.
رادیو گیگ رو شنیدن و دیدن باعث میشه یک دانش حداقلی و یا بیشتر از اون از مسائل جدید و بحث برانگیز به دست بیاری. رمز ارزها و چیزهای دیگه. من احساس غرور می کردم وقتم رو گذاشتم چیزی دیدم که حالا می تونم بگم یکم بیشتر از قبل بلدم. آدم خودش متوجه نیست هر لحظه از حضورش تو شبکه های اجتماعی، تا چه اندازه بمباران اطلاعاتی میشه. چیزهایی که بعدا قابل دفاع نیستن...
روزهایی که از جادی خبری نداشتیم یا نمی دونستیم بالاخره سرنوشتش چی میشه، هرروز به ایمان پیام می دادم و باهم درباره ی جادی حرف می زدیم. اینکه چه قدر دوستش داریم!
داره چایی و بیسکوییت میخوره و تو رو همراه خودش میکنه یه دوری توی دنیا بزنید و چیزی یاد بگیرید. ( :
اگر خواستید از طریق وب سایتش دنبال کنید، اینجا هست. این هم لینک کانال یوتیوب ـش ((:


من براتون از روزهای خودم می نویسم. روزهایی که دوست داشتم حرف بزنم و نشون بدم ( :